حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

1975

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

شورش يونان پس از فوت اسكندر سكنه جزيره ردس‌ساخلوى مقدونى را از شهر خود رانده استقلال خود را اعلان كردند و آتن هم از موقع استفاده كرده به آن‌تىپاتر اعلان جنگ داد . جهت اين واقعه ، چنان كه ديودور نوشته ( كتاب 18 ، بند 8 ) چنين بود : اسكندر چندى قبل از مرگش مصمّم گشت اشخاصى را ، كه يونانيها از يونان رانده بودند ، بوطنشان برگرداند . بنابراين نيكاتور ستاژيرى « 1 » را با حكمى بيونان فرستاد ، كه اين امر را بيونان ابلاغ كند . مقصود اسكندر اين بود ، كه ابّهت خود را بنمايد و ديگر در هر شهر يونانى يك عدّه طرفدار داشته باشد ، تا در موقع شورشى كارهاى يونانيها را عقيم گذارند . نيكاتور در موقع بازيهاى المپ بيونان وارد شده حكم را داد در ميان جمعيّت كثيرى خواندند . مفاد حكم چنين بود : « از اسكندر بتبعيد شدگان شهرهاى يونان ، جهت تبعيد شما ما نبوديم ، ولى باعث خواهيم شد ، كه شما ، باستثناى اشخاصى ، كه مرتكب كفر شده‌اند ، باوطان خودتان برگرديد . ما به آن‌تىپاتر نوشته‌ايم ، كه اگر شهرهاى يونان با اين حكم مخالفت ورزند ، او با قوّه جبريّه آنها را مجبور دارد ، راندگانشان را بپذيرند » . تبعيد شدگان بعدّهء بيست هزار نفر در اينجا بودند و معلوم است ، كه چه شعف و شادى بانها دست داد و اسكندر را در ازاى اين جوانمردى ستوده بعرش رسانيدند . امّا شهرهاى يونانى به دو قسمت تقسيم شدند : اغلب آنها مخالفتى با آن حكم نكردند ، ولى اتوليان « 2 » و آتنيها از اين رفتار اسكندر بسيار ناراضى گشتند ، زيرا اتوليان ميترسيدند ، كه انياد « 3 » ها همين كه برگشتند در صدد كشيدن انتقام از آنها برآيند و آتنىها نميخواستند جزيرهء سامس را ، كه بين خودشان تقسيم كرده بودند ، پس بدهند . آتنىها ، باوجود نارضامنديشان از اسكندر ، چون ديدند ، كه نمىتوانند با او بجنگند ، تصميم گرفتند ، كه عجالة ساكت بمانند تا موقع ستيزه برسد . پس از آن به زودى اسكندر درگذشت و چون وارثى نداشت آتنىها به اين خيال افتادند ، كه استقلالشان را اعلان كرده برترى سابقشان را در يونان برگردانند .

--> ( 1 ) - Nicanor de Stagire . ( 2 ) - Etoliens . ( 3 ) - Oeniades .